ندای ماهین
نیاز به یک اسپانسر یا سرمایه گذار می باشد09120836492
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 8 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
امروز در کنفرانس زیست فناوری، دکتر موسوی گفت «همه مولکولها جان دارند و علاوه بر دنیای مادی، باید دنیای ملکوت یعنی فرشنگان را هم بحساب آورد» و این اشاره ای به جهان هستی است که: در آن عوامل ناشناخته بسیار بیشتر از: معلومات و علوم بشری است. حداقل آن تقسیم دنیا به مادیات و متافیزیک است، ولی حداکثر آن معلوم نیست. زیرا نمی دانیم چه چیزهایی وجود دارد! حتی مرز میان ملک و ملکوت، که همان مادیات و معنویات هم معلوم نیست! آیا معنویات همان خیالات است که: به آن ایدئالیسم هم می گفتند؟ آیا متافیزیک بالای فیزیک قرار دارد؟ یا درکنار آن ؟ آیا علوم انسانی همان معنویات است ؟ یا همانطور که رئیس جمهور گفتند: ما فیزیک اسلامی نداریم! مگر فیزیک علوم غیر انسانی است؟ یعنی مگر انسان آن را کشف یا ایجاد نکرده است؟ پس علوم انسانی و غیر انسانی هم نداریم! همه علوم و از همه بدتر ریاضیات، شدیدا انسانی هستند و: هیچ غیرانسانی در آن دخالت ندارد. پس مرز گم شده! و ما ناچار با کلمات بازی می کنیم. این امر از نظر فیزیک یا علم سخت هم، همینطور است مثلا در تعریف نور: هیچکس نمی تواند ادعای قطعی داشته باشد، یا در مورد نحوه پیدایش مواد و معادن و انسان! هرکس هم تا حالا چیزی گفته، بهتر است دیگر نگوید! و فلسفه بافی را بجای: علوم سخت تحویل ندهد. مثلا در تعریف نور، هنوز نمی دانند نور از چشم انسان به بیرون می تابد، یا از بیرون بر چشم وارد می شود. زیرا دقت در تعریف نور، این موضوع را روشن می کند: نور وسیله است که: باعت رویت اشیا می شود! دور باطل همین است: رویت اشیا اصل است، یا وسیله رویت اشیا؟ سالها فکر می کردند نور خط مسنقیم است! بعد گفتند نور ذره است، بعد گفتند موج است. این یعنی ما با موجودی درگیر هستیم که: رفتار معین یا قانون مشخصی ندارد. هرگاه اراده کرد: مستقیم حرکت می کند و: هرگاه نخواست موجی و یا معکوس یا مقطع و ذره ای! در حالیکه این، تعریف یک موجود مادی بدون اختیار نیست، یعنی ما اعتراف می کنیم که: نور روح دارد، همان چیزی که خدا و پیامبر می گویند و: ما تکذیب می کنیم. اصل ماده همین است. هر ماده ای روح دارد، یا اصلا روح است! مثلا تا زمان درازی، تئوری اتم مطرح بود و: فیزیکدانها می گفتند: هر ماده ای را آنقدر ریز کنیم که: دیگر ریز تر نشود، اسم آن اتم است که به عربی آن را( لایتجزی) تجزیه ناپذیر می گفتند. بعد دیدند این ریز دانه یا اتم، دارای دنیای بزرگی است که: مدارات زیادی دارد، نام جدید آن را ملکول گفتند، و مدارات را اتم نامیدند. و اتم دارای الکترون و پروتون شد! و برای اثبات حرف خود نه از آزمایشگاه، بلکه از شعر مولانا دلیل آورند: دل هر ذره که بشکافی آفتابی ش در میان بینی ! یعنی اتم یک منظومه شمسی است. اما بعد دیدند این منظومه شمسی، دائم در حرکت است و: هرچه دنبال ذره در حال حرکت می گردند، حرکت را می بینند، ولی ذره را نمی توانند ببینند! یعنی غیرماده، برایشان قابل فهم بود، ولی ماده قابل حس نبود. اسمش را گذاشتند اربیتال! و فیزیک با این تئوری، ضد خود را اثبات کرد. اصل آن را هم از تئوری: حرکت جوهری ملاصدرا بیرون کشیدند. ایشان برخلاف دیگران که: ذره را در حال حرکت می خواستند، فرمود:«حرکت ذات و جوهر هستی است». یعنی براساس حرکت، ماده بوجود می آید! پس اصالت با حرکت بود، و ماده فرع برآن می شد. یعنی اگر فیزیک را اصل ماده گرایی بدانیم، نهایت فرضیات فیزیک، اثبات متافیزیک است. تقسیم بندی ها فقط بازی با کلمات است. به قول فلاسفه اسلامی دنیا وحدت در عین کثرت است. همه دنیا یک حقیقت کل است: ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای

The boundary between physics and metaphysics

"At the biotechnology conference, Dr. Mousavi said," All the molecules are dead and in addition to the material world, we should consider the kingdom of the world, the angels, "and this is a reference to the world: in those unknowns, much more than: information and Human sciences. At least, the division of the world into material and metaphysics, but at the very least it's unclear. Because we do not know what there is! Even the border between the kingdom and the kingdom, the same material and spirituality is unknown! Are the meanings of the same fantasies that they called it idealistic? Is metaphysics above physics? Or :next to it? Is human science the same as spirituality? Or, as the president said: we have no Islamic physics! Is non-human sciences physics? That is, has not the person discovered or created it? So we do not have human and inhuman sciences! All sciences and, worse of all, mathematics, are highly human, and no inhumanity is involved. So the boundary is lost! And we have to play with words. This is also physically or hard science, for example, in the definition of light: nobody can make a definite claim, or about the appearance of materials and mines and humans! Everyone has said something so far, it's better not to say anymore! And we do not deliver the philosophy of weaving instead: hard sciences. For example, in the definition of light, they do not yet know that light hits the outside of the human eye or comes out of the eye. Because precision in the definition of light, illuminates this: light is a device that: the object becomes visible! This is the far-off point: the sight of things is original, or the object of seeing objects? For years, the light was a straight line. Then they said they were the light of the particle, then they said the wave was. This means we are involved with an inventory that has no definite behavior or law. Whenever it intends to: moves straight and: if it does not want a wave or a reverse or a cross section and a particle! While this is not the definition of a material being without discretion, we confess that: There is the light of the Spirit, what God and the Prophet say and: We deny. The essence of this article is. Every substance has a soul, or it is spirit! For example, for a long time, the theory of the atom was prominent and: Physicists would say: Any material so tiny that it does not become finer, the name of that atom, which was said in Arabic as indissoluble. Then they saw that this fine atom or atom has a large world: it has many circuits, called the new name molecules, and called circuits as atoms. And the atom was electron and proton! And to prove their words, not from the lab, but from the poem of Rumi: The heart of every particle that is sunny in the middle of the nose! That is, the atom is a solar system. But then they saw that the Solar System is constantly moving: and whatever they are looking for the particle, they can see the movement, but they cannot see the particle! Meaning immaterial was understandable to them, but the substance was not sensible. Her name was Orbital! And physics with this theory proved its antithesis. The principle of the theory was also drawn: Mulla Sadra's immoral move. Unlike others who demanded the particle in motion, he said: "It is the movement of essence and essence." That is, based on the movement, the matter arises! So authenticity was moving, and the material was supplemented. That is, if physics is to be regarded as the principle of materialism, the ultimate physical assumptions are a metaphysical proof. Divisions are just games with words. According to the Islamic philosophers of the world, unity is at the same time plurality. The whole world is a whole fact: O your brother, the same is the thought of the rest of your bone and root

الحدود بین الفیزیاء والمیتافیزیقا

"فی مؤتمر التكنولوجیا الحیویة، قال الدكتور موسوی،" جمیع الجزیئات میتة، بالإضافة إلى العالم المادی، یجب أن ننظر فی مملكة العالم، والملائكة "، وهذا هو إشارة إلى العالم: فی تلك المجهول، أكثر بكثیر من: المعلومات و العلوم الإنسانیة. على الأقل، تقسیم العالم إلى المواد والمیتافیزیقیا، ولكن على الأقل أنه من غیر الواضح. لأننا لا نعرف ما هناك! حتى الحدود بین المملكة والمملكة، نفس المادة والروحانیة غیر معروف! هل معانی نفس الأوهام التی وصفوها بأنها مثالیة؟ هل المیتافیزیقا فوق الفیزیاء؟ أو بجانبه؟ هل علم الإنسان هو نفس الروحانیة؟ أو، كما قال الرئیس: لیس لدینا فیزیاء إسلامیة! هل علوم الفیزیاء غیر البشریة؟ وهذا هو، لم یكتشف الشخص أو خلقه؟ لذلك لیس لدینا علوم إنسانیة ولا إنسانیة! كل العلوم، والأسوأ من ذلك، والریاضیات، هی إنسانیة للغایة، ولا تنطوی على لا إنسانیة. لذلك یتم فقدان الحدود! وعلینا أن نلعب بكلمات. هذا هو أیضا جسدیا أو من الصعب العلم، على سبیل المثال، فی تعریف الضوء: لا أحد یستطیع تقدیم مطالبة محددة، أو عن ظهور المواد والألغام والبشر! لقد قال الجمیع شیئا حتى الآن، فمن الأفضل عدم قول بعد الآن! ونحن لا نقدم فلسفة النسیج بدلا من ذلك: العلوم الصلبة. على سبیل المثال، فی تعریف الضوء، أنهم لا یعرفون حتى الآن أن الضوء یضرب خارج العین البشریة أو یخرج من العین. لأن الدقة فی تعریف الضوء یضیء هذه المسألة: الضوء هو الجهاز الذی: رؤیة الكائنات تصبح مرئیة! هذه هی النقطة البعیدة: رؤیة الأشیاء أصلیة، أو الهدف من رؤیة الأشیاء؟ لسنوات، كان الضوء خط مستقیم. ثم قالوا إنهم كانوا ضوء الجسیمات، ثم قالوا إن الموجة كانت. وهذا یعنی أننا متورطون فی جرد لیس له أی سلوك أو قانون محدد. كلما كان ینوی: یتحرك على التوالی و: إذا كان لا یرید موجة أو عكس أو مقطع عرضی وجسیم! فی حین أن هذا لیس تعریف مادة یجری دون تقدیر، نحن نعترف بأن: هناك ضوء الروح، ما یقوله الله والنبی و: نحن ننكر. جوهر هذه المادة هو. كل مادة لها روح، أو أنها روح! على سبیل المثال، لفترة طویلة، كانت نظریة الذرة بارزة و: الفیزیائیون یقولون: أی مادة صغیرة جدا بحیث لا تصبح أدق، واسم تلك الذرة، الذی قیل باللغة العربیة على أنه غیر قابل للذوبان. ثم رأوا أن ذرة أو ذرة دقیقة لدیها عالم كبیر: لدیها العدید من الدوائر، ودعا جزیئات الاسم الجدید، ودعا الدوائر كذرات. وكانت الذرة الإلكترون والبروتون! وإثبات كلماتهم، ولیس من المختبر، ولكن من قصیدة الرومی: قلب كل جسیم مشمس فی وسط الأنف! أی أن الذرة هی نظام شمسی. ولكن بعد ذلك رأوا أن النظام الشمسی یتحرك باستمرار: ومهما كانوا یبحثون عن الجسیمات، یمكنهم رؤیة الحركة، ولكنهم لا یستطیعون رؤیة الجسیمات! معنى غیر مادیة، كان مفهوما لهم، ولكن المادة لیست معقولة. كان اسمها المداری! والفیزیاء مع هذه النظریة أثبتت نقیضها. كما تم استنباط مبدأ النظریة: حركة ملا سادرا غیر الأخلاقیة. وخلافا للآخرین الذین طالبوا الجسیمات فی الحركة، قال: "إنها حركة الجوهر والجوهر". وهذا هو، على أساس الحركة، وتنشأ هذه المسألة! حتى أصالة كان یتحرك، واستكملت المواد. وهذا یعنی أنه إذا كان للفیزیاء أن تعتبر مبدأ المادیة، فإن الافتراضات الفیزیائیة النهائیة هی دلیل میتافیزیقی. الانقسامات هی مجرد ألعاب مع الكلمات. وفقا للفلاسفة الإسلامیین فی العالم، والوحدة هی فی نفس الوقت التعددیة. العالم كله حقیقة كاملة: یا أخیك، والشیء نفسه هو فكر بقیة العظام والجذر

Fizika və metafizika arasındakı sərhəd

Bu gün biotexnologiya konfransında, həkim Musəvi, "Bütün molekulları John, və maddi dünya ilə yanaşı, həm də baxılacaq mələklərin Krallığının dünya" kainatın və istinad ki, naməlum amillər daha çox: məlumat və İnsan elmləri. Ən azı materializm və metafizik daxil dünya bölmək, amma Max məlum deyil. Çünki biz nə olduğunu bilmirik! Kral və eyni material və mənəvi məlum deyil səltənət arasında belə sərhəd! Onlar idealist adlandırdıqları eyni fantaziyaların mənalarıdırmı? Fizikanın üzərində metafizika varmı? Və ya yanında? İnsan elmi mənəviyyatla eyni mı? Yoxsa prezidentin dediyi kimi: İslam fizikası yoxdur! Qeyri-insan elmləri fizikası mı? Yəni, şəxsin kəşf etdiyi və yaratmadığı bir şey deyil mi? Budur insan və qeyri-insani elmlərimiz yoxdur! Bütün Elm və Riyaziyyat bütün pis, dərin insan və ona cəlb heç bir qeyri-insani. Beləliklə, sərhəd itirilmişdır! Və sözlərlə oynamaq lazımdır. Hər kəs indiyə qədər bir şey söylədi, artıq deməyin daha yaxşı bir şey! Və daha elm daha fəlsəfə çətin çatdırmaq deyil. Məsələn, işıq müəyyən hələ yüngül kənarda göz işıq saçır, və ya xaricdən göz girdiyi bilmirəm. işıq müəyyən dəqiq, bu görünən obyektlərin gətirib çıxarır ki, işıq vasitəsi çevrilir! üzdən görünən obyektlərin, və ya obyektlərin Bu sonsuz bir dairə var? Yıllar boyunca işıq düz bir xətt idi. Onlar yüngül hissəciklər, dalğa sonra bildirib. Bu inventar müəyyən davranış və ya müəyyən bir qanun ilə məşğul deməkdir. dalğa və hissəcik nə zaman və ya geri və ya məktəb: o düz hərəkət edəcək! Bu yazının mahiyyəti. Hər bir maddə bir ruha sahibdir, ikir





نوع اخبار :
برچسب ها : مرز ملک و ملکوت،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :