تبلیغات
ندای ماهین - با اجازه و بدون اجازه
 
ندای ماهین
ارگان ستاد بازسازی بقیع : ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ماهنامه سیاسی اقتصادی ندای ماهین
میدان شهدا 17شهریور ژلاک 1114
تلفن 33166179همراه 09120836492
sahmahini@yahoo.com
فاکس 33137070
ارگان ستاد بازسازی بقیع

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

برخی از کار های خلاف و درست، از نظر مکانیزم عمل یکی هستند. تنها  چیزی که آنها را از هم جدا می کند، خواست و نیت افراد اجرا کننده می باشد. بطور مثال اگر دو بار کتاب کسی را برداریم، از نظر مکانیکی یک حرکت  انجام شده، و نیروی وارد بر اجسام هم یکسان است. ولی اگر در اولی با اجازه مالک آن، این کار شود و در دومی بدون اجازه او باشد، اولی به امانت گرفتن کتاب است، و دومی دزدیدن کتاب! به همین سادگی دو عمل مشابه، انسان ها را به اشتباه می اندازد. باید مواظب باشند که این دو را باهم مخلوط نکنند. مثلا فرق ازدواج و فحشا هم همین است! ازدواج با خواست و رضایت طرفین، و با حضور شاهد انجام می گیرد. برای اینکه تعداد شاهد ها بیشتر باشد، سنت رسول خدا است که برای ازدواج، ولیمه یعنی شام و یا نهار رایگان به مهمانان داده شود. اما در فحشا تجاوز به عنف انجام می شود، یعنی بدون رضایت یکی از دوطرف.

     فرق دختر بازی  و صیغه هم، در همین است در صیغه، رضایت پدر دختر شرط است، ولی در دختر بازی، پدر و مادر معمولا اطلاع ندارند. یعنی شاید هیچکس اطلاع نداشته باشد! ولذا می بینیم که رابطه دوستی بین دختر و پسر در اسلام را، چون با اجازه هست طرد می کنند! و دوستی دختر و پسر بدون اطلاع پدر و مادر را، ترویج می کنند. و این فساد اخلاقی و عمل خلاف را تزیین می کنند.

این تفاوت ها در یک جمله هم بیان شده که:( الاعمال بالنیات) ارزش اعمال انسان به نیت او بستگی دارد. مثلا در نماز خواندن هم می بینیم که اعمال مکانیکی، یا تحرک بدنی همه انسان ها شبیه هم است. ولی برخی از این نماز ها قبول می شود، و برخی را خدا قبول نمی کند. و اینهمه  فقط به نیت است، یعنی کسی که نماز می خواند تا: مردم ببینند و او را تحسین کنند یا به او اعتماد نمایند، او ریا کار است. ولی کسی که نماز را می خواند برای عبادت خدا، او مخلص یا فرد عابد و: عبادتش مورد رضایت خداوند می باشد. حتی در جبهه و جهاد هم همینطور است، در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف مسلمان و معتقد به قران بودند، ولی با هم می جنگیدند و همدیگر را می کشتند. در سوریه و عراق امروز، جنگ با داعش از نظر مکانیزم و: طرز مادی سلوک یکی است. همه کسانی که از سوی داعش، برای گروگانگیری بنگلادش اعزام شده بودند، شعار لا اله الا الله محمد رسول الله می دادند! مردم بنگلادش و گروگان ها هم، این دو شعار را قبول داشتند. ولی چرا باید عده ای گروگان شوند و عده ای گروگانگیر؟ تعدادی این طرف و: تعدادی آن طرف و در مقابل یکدیگر؟ حتی در این نوع مبارزه ها، دو طرف از همه لحاظ با هم مساویند، لذا می بینیم که این گروگانگیری، از هر دو طرف کشته می گیرد.

 علت تمام این در گیری ها در یکصد ساله اخیر، فقط یک موضوع است : بازگشت به خویش. اما تفسیر هرکس از این بازگشت فرق می کند، تا جایی که با هم زاویه گرفته و: در نهایت به تقابل با یکدیگر می انجامد. برای تحلیل این موضوع، همه میدانند که جمعیت اصلی عربستان ، انگلیس، آمریکا، و استرالیا و کانادا را، مجرمانی تشکیل می دادند که: رفتن به آنجا برایشان تبعید بود. یعنی آنها را از خود دور کرده بودند. آنها هم سیاهپوست ها را مجبور به دوری از خویشان کردند، و بعنوان برده برای خود بردند. اما هرچه پیشرفت و توسعه و زندگی آنها زیباتر می شد، شوق بازگشت آنها زیادتر می شد. احساس گناه را با دوری از خود در ضمیر ناخود آگاه، باهم ترکیب کرده ودارای عقده ای بنام بازگشت می شدند.

اولین عقده گشایی ها از قوم یهود شروع شد، یعنی فراری ها توانستند با یک ترفندی، یهود را قربانی یا پیشقراول بازگشت خود نمایند. یهودیان هم به سبب سرگردانی تاریخی خود، این مسلخ یا قربانگاه را با جان و دل پذیرفتند. لذا هرتزلیا یا شورای انتقال یهودیان به: سرزمین موعود که شکل گرفته بود، تغییر جهت داد و به سرزمین مادری، یا موعود و ارض فلسطین تعبیر و ترجمه گردید . آمریکا و انگلیس واسترالیا و کانادا و عربستان هم با شوق و ذوق، تمام طلاهای خود را نثار گوساله ای کردند که: به قربانگاه می رفت. تا آنجا پایگاهی باشد برای بازگشت آنها. اما با ظهور انقلاب اسلامی، صهیونیزم ترک برداشت. لذا همه آنهایی که فراری بودند از فراری های اروپایی یا آمریکایی تا فراری های مسلمان همچون اعقاب ابوسفیان ها، صلاح را در این دیدند که: بازگشت به سرزمین عراق و شام کنند.

    در حالی که اگر بجای خشونت، از راه دوستی وارد می شدند، بازگشت آنها جشن گرفته می شد. لذا اگر همان بازگشت به خویشتن  ایدئولوژیک و: نرمی که دکتر شریعتی و فرانتز فانون مطرح می کردند، اتفاق می افتاد، کسی کشته نمی شد، اما همین اشتباه جزئی که بجای استفاده از: ایدئولوژی برای برگشت، از سلاح استفاده کردند، باعث شد که این جهنم را درست کردند.

، قطر و اسرائیل در منطقه

With permission and without permission

Unlike some of the work and the right, in terms of mechanism of action are the same. The only thing that separates them, is the desire and intention of running. For example, if two people book the survey, conducted in terms of mechanical movement, and the force on an object is equal. But if the former with the owner's consent, and in the latter it is without his permission, the first book to borrow, and steal second book! It's as simple two similar act, would confuse people. Must be careful not to mix the two. For example, the difference between marriage and prostitution, the same thing! Marry will and consent of the parties, and the presence of controls carried out. To control the number increases, the Sunnah of the Messenger of God for marriage, warming the dinner or lunch is free to guests. But in prostitution and rape carried out, that is, without the consent of the parties.

     Different game and concubine's daughter, is exactly the kind of marriage, the girl's father's consent is required, but the girls play, parents often do not know. Well, maybe not inform anybody! Thus we see that the relationship between men and women in Islam, because it is allowed to reject! And girlfriend and son without the knowledge of parents, promote. And the moral corruption and wrongdoing are decorated.

These differences are expressed in one sentence: the value of human acts depends on his intentions. For example, in prayer we find a mechanical exercise, or exercise of all human beings is the same. But some of those prayers are acceptable, and some do not accept God. And this is only the intention of the person who prays to: people see and admire him or trust him, he is a hypocrite. But who reads prayers for the worship of God, or a worshiper and his sincere: God is His service satisfaction. Even in war and jihad is the same, in Saddam's war against Iran, both Muslim and believe in the Quran, but they fought and killed each other. In Syria and Iraq, fight the mechanism: how to conduct one's material. All those who ISIL, were sent to the hostage Bangladesh, the slogan was No God but Allah Muhammad is his Prophet! The people of Bangladesh and the hostages together, these two slogans were accepted. But why should some people hostage and hostage? The number of sides and a number of sides against each other? Even in this type of fighting, the two sides are equal in all but together, we see that the hostage is killed from both sides.

 The cause of all this conflict in the past hundred years, only one thing: return to his own. But the interpretation is different, everyone has the return, so that together, and angle: ultimately leads to confrontation with each other. To analyze this issue, everyone knows that the original population of Saudi Arabia, Britain, America, and Australia and Canada, were criminals that were banished them to go. Ie they were away. They will have to avoid black relatives, and as slaves to them. But the development and life was more beautiful, more they were eager to return. Guilt at being away from his subconscious mind, and has a complex mix were called back.

The first catharsis of Jews began, the escapees were able to trick, or forerunner return their Jewish victims. Jews because of their historical wanderings, the altar or the altar agreed with wholeheartedly. Therefore, Herzliya or transfer of Jews: the Promised Land that had formed, changed and the motherland, or promised Palestine was interpreted and translated. America, Britain, Australia and Canada and Saudi Arabia enthusiastically, all their gold calf they sacrificed to the altar. As far as the base for their return. But with the advent of the Islamic Revolution, Zionism leave an impression. So all those who were fleeing fugitive to escape Muslim Americans or Europeans as descendants of Abu Sufyan, the interest in seeing that their return to the land of Iraq and Syria.

    Whereas if instead of violence, through friends were arriving, their return was celebrated. Therefore, if the return to self-ideological: the softness of the doctor Shariati and Franz Fanon have adopted happened, someone was not killed, but this small mistake that instead of using ideology to return the weapons used, causing the It was just hell.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :