تبلیغات
ندای ماهین - انقلاب در داستان سرایی
 
ندای ماهین
ارگان ستاد بازسازی بقیع : ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ماهنامه سیاسی اقتصادی ندای ماهین
میدان شهدا 17شهریور ژلاک 1114
تلفن 33166179همراه 09120836492
sahmahini@yahoo.com
فاکس 33137070
ارگان ستاد بازسازی بقیع

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

نوشتن داستان را غربی ها، از زمان رمان نویسی تخیلاتی: داستان های بلند میدانند و هیچ تاریخی، بعد یا قبل از آن را قبول ندارند. در دنیا هم اگر نویسنده ای بهتر از آن ها باشد نمی پذیرند. در حالیکه داستان نویسی چه بلند و چه کوتاه، دارای پیشینه تاریخی بلندی به: بلندای نوشتن و کتابت است و شاید اصلا، برای انتقال داستان بوده که خط اختراع شد. تا آنچه سرگذشت خود و پیشینیان بوده، بنویسند و به آیندگان منتقل شود. یکی از عناصر داستانی که همیشه دچار تحول بوده، دروغ یا راست بودن موضوع آن است.

 داستان های تخیلی معمولا بر اساس دروغ بنا می شده، تا عناصر دیگر را چون جذابیت یا پیوستگی بپوشاند. و نویسندگان چون قادر به تنظیم عناصر داستانی، در حوادث واقعی نبودند در خیال خود برای انان پایان و: روند جذابی ایجاد می کردند! انقلاب اسلامی به دنیای داستان این نکته را عرضه کرد که: واقعیت ها در بسیاری از موارد از: تخیلات زیبا تر و جذاب تر هستند و: دارای پیوستگی ذاتی هم می باشند.

عاقبت به خیری یا نتیجه مثبت در داستان، از عوامل دیگری است که انقلاب اسلامی براین عناصر داستانی اضافه کرد، یا آن را برجسته و قابل دفاع نمود. زیرا تا قبل از انقلاب اسلامی همه داستان ها، بدون پایان بود و معمولا خواننده را در: فضای ذهنی نویسند بالامی برد و: در بالاترین نقطه و اوج احساسات، او را رها می کرد که با سر به زمین بخورد! و این در واقع همان نیهلیسم یا پوچ گرایی است. متاسفانه با وجود مکاتب دیگر نویسندگی، نویسندگان ایران همچون صادق هدایت، فقط همین سبک را به ایران هدیه داده اند. در حالیکه اصل کلی این است اگر کسی پایان خوبی نداشته باشد، داستان او هم خواندن ندارد! چه رسد به نوشتن.

  آدم های شکست خورده و یا نابود شده، چه الگویی می توانند به جوانان یا موجودات زنده دنیا بدهند؟ آیا انتظار می رود مردم با خواندن و دانستن این داستان ها، به کجا بروند؟ عاقبت مثل صادق هدایت که در ادامه خودکشی های داستانی، خودش هم خودکشی کند تا داستانش را اثبات کند؟

یکی دیگر از دستاوردها و یا انقلاب در داستان، در ایران آن است که به متون قدیمی هم بها داده شده است. یعنی نویسندگان ما نخواسته اند برای برجسته کردن خودشان، همه را لگدمال کنند. انصاف هم همین است که ما بدانیم مبدع و متفکر، فقط خود ما نیستیم بلکه دیگرانی هم در این کار ها بوده اند. داستانهای بلند شاهنامه و و داستان های عشقی: مانند لیلی و مجنون کم نیستند. در داستانهای کوتاه هم سابقه کم نداریم، امثال و حکم در کتب ما بسیار است، علاوه براینکه کلیله ودمنه، قدیمی ترین کتاب داستان های کوتاه می باشد.

 در اسلام هم همینطور است، اولین داستان بلند را حضرت باری تعالی نوشته و: خود فرموده احسن قصص است . و آن داستان تراژیک -رمانتیک  حضرت یوسف است. و در آنجا می بینیم که بالاخره زلیخا به یوسف می رسد، و کام دل بدست می اورد.  و هم اینکه برادران از بدکرداری خود پشیمان می شوند. عزت نفس  و گناه نکردن حضرت یوسف هم، با اینکه سخت است و زندانی دارد، ولی به تخت فرمانروایی می انجامد. داستان های کوتاه هم در قرآن کریم بسیار زیاد است. تا جایی که برخی معاندین قرآن را فقط کتاب فصه نامگذاری کرده اند.

  یکی دیگر از اصول داستانی ایران، دکوپاژ صحیح صحنه های مورد نظر است. فردوسی به عنوان بزرگترین قصه نویس که صدها و هزاران نقال و قصه گو، از ایشان نقل می کنند در تمام صحنه ها، بخوبی از ارائه جزئیات آن مخصوصا به زبان شعر بر آمده. شاید بتوان گفت زبان شعر برترین زبان در داستان گویی است، که فقط مخصوص ایرانیان است. خصوصیت شعر این است که دارای نظم و آهنگ است، و قصه گویی را از منو لوگ بودن یا، خشک بودن صحنه ها حفظ می کند. مردم هم، شعر را بهتر حفظ می کنند تا سخنان نثر ومعمولی . زیرا بیان نثر از عهده همه بر میاید و: هرکس می تواند با یک کلمه کم یا زیاد، آن را به میل خود تغییر دهد. ولی کلمات منظم که به صورت استاندارد درامده اند، قابل تغییر یا دستبرد نیستند و یا: کمتر در آن دزدی اتفاق می افتد. شاهنامه در واقع از چین به ایران آمده، ولی هزاران کتاب موجود نتوانسته به: پای شاهنامه فردوسی برسد، و یا خیلی از افراد خواسته اند از حافظ یا سعدی تقلید کنند، ولی کسی نتوانسته همانند آن بیاورد. و این ها همه الهام گرفته از فرآن کریم است که ادعا می کند: کسی نمی تواند آیه ای مثل آن بیاورد.

الثورة فی القص

The revolution in storytelling

Write the story of the West, since the novel fantasies: they know and no historical novels, later or earlier do not agree. In the world, if the author is not better than they are. While both long and short fiction, has a long history: the height of writing and writing, and perhaps, to convey that story line was invented. What are their stories and ancestors, write and transmit to posterity. One of the elements of the story that always was changed, false or truth of the matter is.

 Fiction was often based on lies, to cover other elements such as charm or continuity. And writers as able to adjust elements of the story, not the actual events in their dreams for their end: they create fascinating process! It launched the Islamic Revolution stories that fact in many cases the imagination more beautiful and more attractive are: coherence with each other.

The sequel to the good or positive result in the story, other factors that the Islamic Revolution further added fictional elements, or highlight it and be defended. Before the Islamic Revolution because all the stories, the reader without end, often in writing, boosts mental space and at the highest point and emotion, he abandoned his head touches the ground! And this is in fact the same nihilism or nihilism. Unfortunately, there are other schools authors, writers Iran's Sadegh Hedayat, have just this style of gift to Iran. The general principle is that if someone does not have a good ending, do not read his story! Let alone to write.

  Adam failed or been destroyed, either model can give young people born or living organisms? Do not expect people to read and understand these stories, where to go? Such as Sadegh Hedayat sequel that continues the story of suicide, suicide himself to prove his story?

Another story achievements or revolution in Iran that is equivalent to the old texts. We have asked the authors to highlight their own, they trample all. Fairness so that we know the innovator and thinker, not just our own, but others have been in this job. Shahnameh tall tales and love stories such as Layla and Majnun are not rare. There is little experience in short stories, wisdom is in our books, which were Panchatantra, is the oldest book of short stories.

 It's the same in Islam, the Prophet of God wrote the first novel: The story is well told. And the tragic story of Joseph is -Rvmantyk. And there we see that finally reaches Zulaykha to Joseph, and acquires the palate. And brother of regret their misdeeds. Joseph is not self-esteem and guilt, even though it is hard to prison, but to take the throne. Short stories in the Quran is very high. To the extent that some enemies Quran only book has been called Fsh.

  Another story of Iran, correct Decoupage scenes is desired. Ferdowsi as the greatest novelist that hundreds and thousands of storytellers and storyteller, tell them all the scenes, as well as the details, especially the poetic language. Perhaps poetry is the best language in storytelling, which is only for Iranians. It is characteristic of poetry is a poetry and song, and storytelling log from the menu or, dried and preserved the scene. People, poetry is better to maintain the normative prose speech. Because of the all the hate speech and prose: everyone can be a word, more or less, modify it to your liking. But regular words that cluster as standard, modified or not rob or less the theft occurs. Shahnameh actually come from China to Iran, but thousands of books available able to: reach the Shahnameh, or a lot of people have asked Hafiz or Saadi imitated, but who will not like it. And these are all inspired by the Holy Quran which claims: No one can bring a verse like that.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :